تبلیغات
هیئت رهروان شهدا کرج - تحریف مکتب امام/تصمیم قطعی برای شستن مبانی فکری امام؟!/مانور تجمل؟!/رفتار انقلابی...

 
اهداف انقلاب [عبارتند از]: حاکمیّت دین خدا، آزادی، عدالت اجتماعی، رفاه عمومی، ریشه‌کنی فقر و جهل، مقاومت در برابر سیل بنیان‌کنِ فساد اخلاقی‌ای که از غرب به همه‌ی دنیا سرازیر شده که شما امروز دارید خصوصیّاتش را می‌بینید.«پروردگارا! دل‌های ما، جان‌های ما، رفتار ما، اعمال ما را متاثر از یاد شهدای کربلا و سالار شهیدان قرار بده!».امام خامنه ای

تحریف امام خمینی.ره


[]
[]
[]
[]
[]

نفوذ در مراکز تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری؛ آن عبارت است از نفوذ برای تغییر باورهای مردم؛ تلاش در این جنگ نرم، زمینه‌سازی برای تهی شدن نظام از عناصر قدرت است؛ میخواهند کاری کنند که نظام اسلامی از عناصری که در درون او است و مایه‌ی اقتدار او است، تهی بشود و خالی بشود. وقتی ضعیف شد، وقتی عناصر قدرت در او نبود، وقتی اقتدار نبود، دیگر از بین بردنش و کشاندنش به این سَمت و به آن سَمت، کار مشکلی برای ابرقدرت‌ها نخواهد بود.امام خامنه ای

سخنان حضرت امام خمینی (ره) را در زیر ملاحضه می فرمایید:


نگرانی از گرایش توده‌ها به منافع شخصی ـ حفظ روح انقلابی


بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

نگرانی از کاهش شور انقلابی

این صحیح است که ملت اگر بیدار باشد، چنانکه بود، و متحد باشد، چنانکه بود، و مسیرش معلوم باشد، چنانکه بود، و الهی باشد، چنانکه بود، واضح است که هیچ قدرتی نمی‌تواند با آن مقابله کند. چنانکه دیدید که با مجهز بودن آن قدرت شیطانی به همۀ جهازات و با پشتیبانی همۀ دول از او، یعنی دولت‌های اسلامی و دولت‌های غیر اسلامی و ابرقدرت‌ها همه پشتیبانی کردند از آن مع‌ذلک نتوانستند. این معلوم است لکن نباید ما غافل باشیم از یک مطلب؛ و آن اینکه، الآن که ما در این جلسه هستیم اگر مطالعه کنیم حالات ملت را، می‌بینیم که آن شوری که در اول بود کمتر شده است. این را نباید فراموش کنیم. آن وقت که همۀ مردم می‌ریختند در خیابان‌ها همه‌شان، همه می‌ریختند در خیابانها و فریاد می‌زدند «اللّه‌اکبر» و شاه را نمی‌خواستند و جمهوری اسلامی را می‌خواستند، آن وقت یک شور بسیار عجیب خدایی بود و با همان شور پیش بردند و با همان شور و شعف رأی به جمهوری اسلامی دادند که از صد، نود و نه و نیم گفته می‌شود که رأی دادند که در دنیا سابقه نداشت. اما حالا مثل اینکه ملت با دسیسه‌‌هایی که دنبالش است افتادند دنبال اینکه ما احتیاج به خانه داریم، ما احتیاج به کار داریم، ما احتیاج به زندگی داریم. از آن قدرت ابتدایی که همه یک جهت داشتند و فراموش کرده بودند گرفتاریهای خودشان را، می‌ریختند در خیابان، هیچ‌کدام به فکر این نبودند که ما حالا کار داریم یا کار می‌خواهیم یا خانه می‌خواهیم، اصلاً این مطرح نبود پیششان آن وقت. اگر این انقلاب به آن جور باقی بماند ما هیچ شکی نداریم که پیروزیم؛ هیچ شک نداریم. لکن حالا ما وقتی ملاحظه می‌کنیم می‌بینیم که یک قدری با آن وقت فرق کرده است.

حفظ روحیه تعاون و همکاری

حالا وقتی است که همه همت کنید. نگذارید آن شوری که در مردم بود، آن اجتماع و اتحادی که بود، آن وحدت کلمه‌ای که بود، آن خدایی بودن کارشان، آن تحولی که در مردم از حیث اخلاق و تعاون پیدا شده بود. همین امروز یا دیشب بود که یکی که در همین معرکه‌ها بوده است گفت که وقتی که یک ساندویچ را یک کسی توی خانه می‌آورد به یک کسی می‌داد، آن تا آن اندازه که می‌شد تکه‌تکه‌اش کند تکه‌تکه می‌کرد و می‌داد به دیگران؛ خودش استفاده نمی‌کرد. تا آن اندازه که می‌شد تکه کند تکه می‌کرد. لقمه لقمه می‌داد به اشخاص؛ زن و مرد و کوچک و بزرگ با هم یک حس تعاون یک حس محبت پیدا شده بود که همین معنا اسباب این شد که بحمداللّه‌ دشمن را از میدان بیرون کردید. اگر بتوانیم همین معنا را حفظ بکنیم شک نکنید که پیروزیم.

ریشه‌یابی جریان مخالفت‌ها و اختلاف‌ها

و مطالعه بکنید شما که جزء روشنفکران و جزء اهل علم هستید مطالعه بکنید به این کارهایی که دارد می‌شود از یک طرف آنهایی که در کارخانه‌ها می‌ریزند و در کشاورزی می‌روند و الآن می‌روند نمی‌گذارند که مردم زراعتشان را بردارند و در بین محصلین می‌روند چی می‌‌گویند و در دانشگاه‌ها می‌روند کاری می‌کنند و آنهایی که دور هم می‌نشینند و با قلم چیز می‌نویسند و چه می‌کنند در این مطالعه کنید که اینها چه جور آدمی هستند از کجا این سرچشمه می‌گیرد آیا واقعاً یک مردمی هستند که مسیرشان با ما یکی است؟ مسیرشان با ملت که همه فریاد کردند که ما اسلام را می‌خواهیم و جمهوری اسلام را می‌خواهیم اینها هم همان را دارند می‌گویند یا نه اینها برخلاف مسیر ما هستند اینها دارند قوه‌ها را با هم جمع می‌کنند و به خلاف مسیر ما می‌خواهند رفتار کنند. اینها را نباید ما کوچک بشماریم اینها را باید ما هر کدام صدایشان هر جا درآمد من نمی‌‌گویم بریزید بزنید. گفته بشود یک جمعیتی که می‌بینید دور هم نشسته‌اند یک چیزی می‌گویند که برخلاف مسیر ملت ماست، برخلاف جمهوری اسلامی است. چیزهای دیگر طرح می‌کنند کاری با اسلام ندارند بلکه با اسلام موافقتی ندارند یا شاید هم با آن مخالفت داشته باشند. اینها باید دید که مسیرشان که برخلاف ملت ما است از کجا سرچشمه گرفته که اینها می‌گویند واقعاً یک مردم ملی هستند اسلام را مضر می‌دانند با چیزهای خودشان باز هم خلاف مسیر است هرچه هم هرکس ملی باشد صد درصد ملی باشد لکن اسلام را قبول ندارد.

مقابلۀ با آشوبگران و توطئه‌گران

ما این همه ـ شما اینهمه توی خیابان‌ها ریختید و «اللّه‌اکبر» گفتید و خون جوانهایتان ریخت و خانه‌‌ها خراب شد و آتش زده شد و اینها جز این بود که می‌خواستید اسلام را تقویت کنید و یک حکومت اسلامی که طرفدار ضعفا باشد طرفدار طبقه ضعیف باشد تعدیل بخواهد بکند[سرمایه]ها را یا ما می‌خواستیم مثل یک مملکتی باشیم که کاری به اسلام ندارد لکن آزاد است! آزادند اما به اسلام کاری ندارند ملت ما اینطور بود؟ اگر اینطور نبود و ملت ما اسلام را می‌خواهد، همۀ مقصدش این است احکام اسلام تحقق پیدا بکند یک حکومت جمهوری اسلامی بشود، اگر دیدید که یک اجتماعاتی ـ یک افرادی ـ برخلاف این مسیر دارند سیر می‌کنند، زدن و کشتن و از بین بُردن نه، اما گفتن داریم، همانطور که آنها می‌گویند ما آزاد هستیم مطالبمان را می‌گوییم و می‌گویند و می‌نویسند و در روزنامه‌ها همین اخیراً هم نوشتند، شما هم نویسنده هستید، شما هم گوینده هستید، شما هم چی هستید، مسیرتان را[از]آنها جدا کنید، شما بنویسید شما بگویید شما هم ـ عرض کنم که ـ تظاهر کنید به حرف و گفتن و تبلیغات کنید که نبادا یکوقتی همین دشمن‌هایی که یک دسته‌شان دشمن اسلام، یک دسته هم دشمن خود ملتند نبادا اینها با هم یک وقتی جمع بشوند توطئه کنند و حالا ضعیف کم‌کم قوی بشوند و یکوقت یک اشکالات زیادی سر راه شما ایجاد کنند از حالا باید جلویش را گرفت. نباید ما بگوییم اینها ضعیف هستند. ما هرچه هم حرکت دشمن ضعیف باشد باید ما توجه کنیم و همین ضعیف را هم کنار بگذاریم و من امیدوارم که با همت شما جوانها با همت شما دانشمندها این مسائل درست بشود، و دست این تتمه‌ای هم که هست کوتاه بشود، و این آشوبها ان‌شاءاللّه‌ از بین برود، مملکت هم مال خودتان بشود خودتان هم اداره‌اش کنید، خداوند همۀ شما را حفظ کند و مؤید.

والسلام علیکم و رحمة‌اللّه‌

  ................................................................................................................................................................................................................

ضرورت تأسیس حزب مستضعفین ـ هشدار به احزاب و گروه‌های فاسد و توطئه‌گر


 

بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

آرزوی تأسیس «حزب مستضعفین»

من از ملتها و دولت‌هایی که در این ندای اسلامی با ما موافقت کردند و لبیک به ندای اسلام دادند تشکر می‌کنم؛ و سلامت و تأیید همه را از خداوند تعالی خواستارم.

روز قدس یک روز اسلامی است، و یک بسیج عمومی اسلامی بود. و من امیدوارم که این امر مقدمه باشد از برای یک «حزب مستضعفین» در تمام دنیا. و من امیدوارم که یک حزب به اسم «حزب مستضعفین» در تمام دنیا به وجود بیاید، و همۀ مستضعفین با هم در این حزب شرکت کنند، و مشکلاتی که سر راه مستضعفین است از میان بردارند، و قیام در مقابل مستکبرین و چپاولگران شرق و غرب کنند و دیگر اجازه ندهند که مستکبرین بر مستضعفین عالَم ظلم کنند، و ندای اسلام را و وعدۀ اسلام را ـ که حکومت مستضعفین بر مستکبرین است و «وراثت ارض» برای مستضعفین است ـ متحقق کنند. تاکنون مستضعفین متفرق بودند، و با تفرقه، کاری انجام نمی‌گیرد. اکنون که نمونه‌ای از پیوند مستضعفین در بلاد مسلمین تحقق پیدا کرد، این نمونه باید به یک سطح وسیعتری، در تمام قشرهای انسان‌های تاریخ، تحقق پیدا کند به اسم «حزب مستضعفین»، که همان «حزب‌اللّه‌» است و موافق ارادۀ خدای تبارک و تعالی است که مستضعفین، وارث ارض باید بشوند. ما از جمیع مستضعفین عالَم دعوت می‌کنیم که با هم در «حزب مستضعفین» وارد بشوند، و مشکلات خودشان را با دست جمع و ارادۀ مصمم عمومی رفع کنند؛ و هر مسئله‌ای که در هر جا و در هر ملتی پیش می‌آید به وسیلۀ «حزب مستضعفین» رفع بشود.

مهلت دادن به اسرائیل، اشتباه است

من باید با کمال تأسف عرض کنم که یک اشتباه دولت‌ها و ملت‌های اسلام، و خصوصاً دولت‌ها و ملت‌های عرب کردند؛ و یک اشتباه هم در ایران ما کردیم. اشتباهی که همۀ مسلمین، خصوصاً ملت‌ها و دولت‌های عرب کردند این بود که مهلت دادند که اسرائیل و اغراض شخصیۀ دولت‌ها مانع شد از اینکه صدای اسرائیل را در همان اول خفه کنند و نگذارند قدرت پیدا بکند. و مع‌الأسف به نصیحت‌های ما که در طول بیست سال یا قدری کمتر فریاد زدیم و آنها را دعوت کردیم به اتحاد بر ضد اسرائیل، اغراض مانع شد از اینکه اجابت کنند. مهلت دادند تا اینکه مطلب به اینجا رسید که الآن دست تعدی او دراز شده است، و جنوب لبنان را به آتش می‌کشد و فلسطین را می‌خواهد عقب بزند، و ما گفته‌ایم مکرر که اسرائیل ـ این جرثومۀ فساد ـ اکتفا به قدس، اکتفا به بیت‌المقدس، نخواهد کرد. و اگر مهلت داده شود، تمام دوَل اسلامی در معرض خطر است. اشتباه سابق باید جبران بشود به اتحاد مسلمین و تشکیل «حزب مستضعفین» بر ضد مستکبرین ـ که در رأس آنها امریکای جانی است، و نوکر بسیار فاسد او که اسرائیل است. این اشتباه دوَل اسلامی و اعراب خصوصاً بود و باید جبران کنند این اشتباه را، و در پیشگاه خدای تبارک و تعالی توبه کنند.

اگر انقلابی عملی شده بود، فتنه‌انگیزان به جای خود می‌نشستند

و اما اشتباهی که ما کردیم این بود که به طور انقلابی عمل نکردیم و مهلت دادیم به این قشرهای فاسد، و دولت انقلابی و ارتش انقلابی و پاسداران انقلابی، هیچ یک از اینها عمل انقلابی نکردند و انقلابی نبودند. اگر ما از اول که رژیم فاسد را شکستیم و این سد بسیار فاسد را خراب کردیم، به طور انقلابی عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤسای آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهای فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤسای آنها را به سزای خودشان رسانده بودیم، و چوبه‌های دار را در میدانهای بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمی‌آمد. من از پیشگاه خدای متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر می‌خواهم، خطای خودمان را عذر می‌خواهم. ما مردم انقلابی نبودیم، دولت ما انقلابی نیست، ارتش ما انقلابی نیست، ژاندارمری ما انقلابی نیست، شهربانی ما انقلابی نیست، پاسداران ما هم انقلابی نیستند؛ من هم انقلابی نیستم. اگر ما انقلابی بودیم، اجازه نمی‌دادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام می‌کردیم. تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام می‌کردیم. یک حزب، و آن «حزب‌اللّه‌»، حزب مستضعفین.

هشدار به قشرهای فاسد

و من توبه می‌کنم از این اشتباهی که کردم، و من اعلام می‌کنم به این قشرهای فاسد در سرتاسر ایران که اگر سرجای خودشان ننشینند، ما به طور انقلابی با آنها عمل می‌کنیم. مولای ما، امیرالمؤمنین ـ سلام‌اللّه‌ علیه ـ آن مرد نمونۀ عالَم، آن انسان به تمام معنا انسان، آنکه در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رَحم و مروت آنطور و با مستضعفین آنطور بود، با مستکبرین و با کسانی که توطئه می‌کنند شمشیر را[می‌کشید و]می‌کشت. هفتصد نفر را در یک روز ـ چنانچه نقل می‌کنند ـ از یهود بنی‌قُرَیْضَه ـ که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند ـ از دم شمشیر گذراند! خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمتْ رحیم است. و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود، در موقع رحمت، رحمت؛ و در موقع انتقام، انتقام. ما نمی‌ترسیم از اینکه در روزنامه‌های سابق، در روزنامه‌های خارج از ایران، برای ما چیزی بنویسند. ما نمی‌خواهیم وجاهت در ایران، در ...، در خارج کشور پیدا بکنیم. ما می‌خواهیم به امر خدا عمل کنیم، و خواهیم کرد.

أَشِدَّاءُ عَلَی‌الکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ.[۱]این توطئه‌گرها در صف کفار واقع هستند. این توطئه‌گرها در کردستان و غیر آن در صف کفار هستند، با آنها باید با شدت رفتار کرد. دولت با شدت رفتار کند، ژاندارمری با شدت رفتار کند؛ ارتش با شدت رفتار کند. اگر با شدت رفتار نکنند، ما با آنها با شدت رفتار می‌کنیم. ما با خود همینها، با خود همینها که مسامحه بکنند، اگر مسامحه بکنند، با شدت رفتار می‌کنیم. مسامحه حدودی دارد، جلب وجاهت حدودی دارد. مصالح مسلمین را نمی‌گذارند به این امور از بین برود. دادستان انقلاب موظف است مجلاتی که بر ضد مسیر ملت است و توطئه‌گر است تمام را توقیف کند، و نویسندگان آنها را دعوت کند به دادگاه و محاکمه کند. موظف است کسانی که توطئه می‌کنند و اسم «حزب» روی خودشان می‌گذارند، رؤسای آنها را بخواهد و آنها را محاکمه کند. ما باز تا چندی مهلت می‌دهیم به این قشرهای فاسد؛ و این اعلام آخر است و اگر چنانچه در کار خودشان تعدیل نکنند و به ملت برنگردند و دست از توطئه‌ها برندارند، خدا می‌داند انقلابی عمل می‌کنم. می‌آیم تهران و رؤسایی که مسامحه می‌کنند با آنها انقلابی عمل می‌کنم. قشرهایی از ارتش که اطاعت از بالاترها نمی‌کنند و امر آنها را اطاعت نمی‌کنند باید بدانند که من با آنها اگر آمدم، انقلابی عمل می‌کنم. عذرها را کنار بگذارید! بروید فاسدها را سرکوب کنید، بروید توطئه‌گرها را سرکوبی کنید؛ مسامحه نکنید! دولت مسامحه نکند، ارتش مسامحه نکند، ژاندارمری مسامحه نکند؛ پاسداران مسامحه نکنند.

من باز از همۀ قشرهای ملت، از همۀ روشنفکران، از همۀ احزاب، از همۀ دستجات و گروه‌ها ـ گروه‌ها که مع‌الأسف تاکنون شاید دویست گروه پیدا شده باشد! ـ تقاضا می‌کنم که مسیرتان، مسیر ملت و مسیر اسلام باشد، به ملت بپیوندید؛ صلاح شما در این است که به ملت بپیوندید. اگر خدای نخواسته این نهضت عقب بزند، شماها هم فدای غلط‌کاریهای خودتان خواهید شد. لکن نهضت ما عقب نخواهد زد و نهضت ما به پیش می‌رود، و باید سایر ملتها از نهضت ما عبرت بگیرند؛ و حکومتها از حکومت سابق ما و از وضعی که برای او پیش آمد، عبرت بگیرند.

نکاتی دربارۀ افغانستان

ملت افغانستان از ایران عبرت بگیرد، و این فاسدها را ـ که مردم را به خون و خاک می‌کِشند ـ به سر جای خودشان بنشانند. ارتش افغانستان به ملت بپیوندد. حکم اسلام است. ادارات دولتی افغانستان همان طوری که ادارات ما به ملت پیوستند به ملت بپیوندند؛ ژاندارمری آنجا به ملت بپیوندد و این فاسد[۲]را بیرون کند. ما امیدواریم که با وحدت کلمۀ مسلمین مسائل اسلام، مسائل فلسطین، مسائل افغانستان، حل بشود.

من از خدای تبارک و تعالی سلامت و توفیق مسلمین را خواستارم. و از خدای تبارک و تعالی خواهانم که مستضعفین را بر مستکبرین غلبه بدهد و زمین را به آنها به ارث عنایت فرماید.

والسلام علیکم و رحمة‌اللّه‌

 


.....................................................................................................................................................................................................................

توطئۀ احزاب و گروه‌های فاسد ـ آزادی و دمکراسی ـ همراهی نمایندگان بامردم


 

بسم اللّه‌ الرحمن الرحیم

توطئه‌های دشمنان در مواقع حساس

من می‌خواستم اظهار تأسف کنم از اوضاعی که پیش آوردند و همیشه این اوضاع، این طور خرابکاری‌ها، قبل از یک کاری که بنا بود انجام بگیرد، انجام می‌دهند. وقتی که رفراندم می‌خواست بشود، یک شلوغی‌هایی ایجاد می‌کردند. آنجا که شکست خوردند، بعد در هر موردی اینها با شکست مواجه می‌شوند. حالا هم که بناست این مجلس محترم تحقق پیدا بکند، این خرابکاریها را پیش آوردند برای اینکه اذهان را متوجه کنند به جای دیگر، و شاید به خیال خودشان نتوانند آقایان به کار خودشان ادامه بدهند، بعد هم که این کار درست شد. بعد که بخواهیم مجلس شورای ملی درست بشود و رئیس جمهور، باز هم منتظر هستیم که این مسائل پیش بیاید. لکن ملت راه خودش را پیدا کرده؛ و ملت و دولت، همۀ قشرها، به این راه ادامه می‌دهند ـ چه این شلوغ‌کاریها را اینها بکنند و چه نکنند ـ اینها هم خیلی دشوار نیست. ما می‌خواهیم حتّی‌الامکان با ملایمت با اینها رفتار بکنیم؛ خونریزی نشود. لکن اینها می‌خواهند.

در هر صورت ما منتظر این هستیم که این خرابکاری‌ها به دست این خرابکارها و به دست این اجانب که اینها را آلت قرار دادند برای مقاصد خودشان، و اینها با این اسماءمختلف، مثل «حزب دمکرات»، دمکراتِ کذا، حزب «فدائیان خلق» و این طور الفاظ بیمعنا به این کارهای خلاف انسانی ادامه دارند می‌دهند، با قلم گاهی، با عمل گاهی و همان طور که من پریروز عرض کردم، این گناهش گردن ماست. انقلاب نباید این طور باشد.

سوء استفاده گروهک‌ها از آزادی

ما می‌خواستیم و آقایان می‌خواستند که بعد از انقلاب هم خیلی با ملایمت رفتار کنند، آزاد کردند، مرزها را باز گذاشتند، آزاد کردند همه را، قلمها را آزاد کردند، گفتارها را آزاد کردند، احزاب را آزاد کردند، به خیال اینکه اینها یک مردمی هستند که لااقل اگر مسلمان نیستند؛ آدم هستند. برای یک مملکتی که برای خود اینها ملت زحمت کشیده است، لااقل این قدر ادراک دارند که اگر دوباره اوضاع برگردد، برای همه بد است. لکن معلوم شد خیر، قضیۀ این حرفها نیست و اینها عمّال خارجیها هستند حالا یا عمّال امریکا هستند، یا عمّال جاهای دیگر هستند، حالا برای ملت ماهیت اینها، ماهیت این نویسنده‌ها، ماهیت این احزاب، ماهیت این الفاظ فریبندۀ بیمعنا، برای ملت حالا روشن شد.

آزادی در چهار چوب قانون و اسلام

اگر ما الآن دیگر انقلابی رفتار کنیم، نمی‌توانند بگویند که شما آزادی ندادید. ما آزادی دادیم، سوءاستفاده شد و دیگر آزادی نخواهیم داد. آزادی به آن معنا که اینها بخواهند، خرابکاری بکنند این آزادی نخواهد داده شد. آزادی در حدودی که قوانین اقتضا می‌کرد؛ در حدودی که اسلام به ما اجازه می‌دهد. اسلام اجازه نمی‌دهد که ما آزاد بگذاریم که هرکس هر غلطی بخواهد بکند؛ هر توطئه‌ای می‌خواهد بکند؛ هر کاری می‌خواهد بکند که بکشد به خاک و خون.

ما باید از دولت و از وزیر کشور هم گلایه کنیم که در آن روزی که اینها سیصد نفر را ـ آن طور که گفتند ـ زخمی کردند، از طرف دولت جز یک اظهار تأسف، ما چیزی ندیدیم؛ از رادیو هم ندیدیم چیزی. اگر بنا بود اینها با یک اظهار تأسفی، با یک مثلاً نصیحتی، از کارهای خلاف خودشان دست برمی‌داشتند، حالا چند ماه است که نصیحت شده است، توصیه شده است، التماس شده است؛ همه چیز با اینها رفتار شده است و اینها اهل این نیستند که با نصیحت دست از کار خودشان بردارند، باید با شدت با آنها عمل کرد. و من شاید امروز یا فردا بسیاری از این احزاب را ممنوع اخطار و اعلام کنم، و نگذاریم هیچ نوشته‌ای از اینها در هیچ جا و هیچ اثری از اینها در هیچ جای مملکت نگذاریم که هیچ خروج کند، تمام نوشته‌هایشان را از بین می‌بریم. برای اینکه بعد که ملت فهمید که اینها خرابکارند، اینها اشخاصی نیستند که بشود با آنها با ملایمت رفتار کرد. «حزب دمکرات» کردستان یک جمعیت خرابکار هستند، یک جمعیت فاسد هستند، یک جمعیت مُفسِد هستند، اینها را ما نمی‌توانیم بگذاریم که همین طور هر کاری دلشان می‌خواهد بکنند؛ حالا هم اعتراض کرده‌اند که خود شماها دارید این کارها را می‌کنید. نظیر آنها که در پریروز و در چند روز پیش از این خرابکاری را کردند، بعد گفتند که خود مردم این کارها را کردند! خودشان ایجاد غائله می‌کنند، بعد گردن اینها می‌گذارند. حالا هم در روزنامه دیدم که آنجا عزّالدین حسینی[۱]فاسد و همین طور قاسملوی[۲]فاسد ـ که نیستش لابُد اینجا ـ اینها می‌گویند خود شما، خود پاسدارها که آمدند، اینها مردم را چه کردند. در صورتی که سر پاسدارها را بریدند! سر مردم را بریدند؛ بچه‌ها را چه کردند. یک همچو مردمی‌اند اینها، با اینها نمی‌شود با آشتی و با مصالحه و با این چیزها رفتار کرد، با اینها باید با شدت رفتار کرد، و با شدت رفتار می‌کنیم ان‌شاءاللّه‌.

برخورد انقلابی با توطئه‌گران

ما یک حزب را، یا چند حزب را، که صحیح عمل می‌کنند می‌گذاریم عمل بکنند، و باقی همه را ممنوع اعلام می‌کنیم، و همۀ نوشتجاتی که اینها داشته‌اند، و برخلاف مسیر اسلام و مسیر مسلمین است، ما همۀ اینها را از بین خواهیم برد. ما بعد از اینکه فهماندیم به اینها که شماها دیکتاتور هستید، ما آزادیخواه بودیم و شما نگذاشتید، ما آزادی دادیم و شما نگذاشتید این آزادی باقی بماند، حالا که این طور شد، ما انقلابی با شما رفتار می‌کنیم. هرچه می‌خواهند روزنامه‌های خارج بنویسند، هرچه می‌خواهند توابع صهیونیسم‌ها و امثال اینها هرچه دلشان می‌خواهد فریاد بزنند. اینها هم اگر چنانچه هرچه دلشان می‌خواهد توی خانه‌هایشان بروند و فریاد بزنند؛ لکن بیرون دیگر نمی‌توانند؛ اینها باید منزوی بشوند.

وظیفۀ حفظ مصالح اسلام

بعد از این هم ما گرفتاری داریم، فردا قضیۀ رئیس جمهور است، همین بساط و همین خونریزی و اینها در قضیۀ مجلس شورا بدتر از این خواهد شد. دیگر خیلی بدتر از این خواهد شد. ما باید جلوی مفاسد را بگیریم، ما موظفیم از طرف اسلام که مصالح مسلمین را حفظ کنیم. همه موظفیم؛ همۀ ما موظفیم که مصالح اسلام را حفظ کنیم و این طوایف دارند مصالح اسلام را از بین می‌برند.

بنابراین، در کمال تأسف ما دیگر نمی‌توانیم آن آزادی که قبلاً دادیم بدهیم؛ و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب به کار خودشان و فسادهایی که داشتند می‌کردند و می‌کنند[ادامه]بدهند. مردیکۀ سرمایه‌داری که چه است ـ که من حالا نمی‌خواهم اسم کثیفش را ببرم ـ یک مردیکۀ سرمایه‌داری همۀ این غائله‌ها را ایجاد کرد، در آن چند روز پیش از این، و بعد هم حالا فرار کرد. ما نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاً جایز نیست برای ما دیگر مهلت. تا آنجایی که ما می‌توانستیم و خطا هم کردیم! و من تصدیق می‌کنم که خطا کردیم، هم ما خطا کردیم، هم دولت خطا کرد، هم شورای[انقلاب]خطا کرد؛ همۀ ما خطا کردیم. ما خیال می‌کردیم که ما با انسان سر و کار داریم، پس با انسانیت رفتار بکنیم، معلوم شد نه. ما با انسان سر و کار نداریم، ما با حیوانات درنده سر و کار داریم! نمی‌شود با حیوانات درنده ما ملایمت بکنیم، و نمی‌کنیم دیگر ملایمت.

و من امیدوارم که این فریادهای اینها و این دست و پا زدنهای اینها و این شایعه پخش کردن اینها ـ حالا هم باز شایعه پخش کرده‌اند که ۲۸ مرداد[۵]شاه می‌آید! بسیار خوب بیاید. ما از خدا می‌خواهیم که شاه بیاید اینجا! ـ این شایعه چیزی نمی‌شود.

تنظیم قانون اساسی در چهارچوب شرع

و من امیدوارم که بدون اینکه یک ذره آقایانی که ان‌شاءاللّه‌ با سلامت ـ می‌دانم دیگر گفتن من زیادی است، لکن برای اینکه گفته بشود باز هم ـ بدون یک ذرّه ملاحظه از غرب، از شرق، از نمی‌دانم حزب کذا، حزب دمکرات، از چه از چه، بدون یک ذره ملاحظه، باید این قانون اساسی ما مطابق با شرع، در چهارچوب شرع. اگر یکی یکی از وکلا یا همۀ وکلا بخواهند از این چهارچوب خارج بشود، اصلاً وکیل نیستند برای او! شما آقایان وکیل هستید که زنهای مردم را هم طلاق بدهید؟ زن موکّلینتان[را]؟ نیستند.
اگر طلاق بدهید صحیح است؟ نه. از باب اینکه شما وکیلید برای رسیدگی به قانون جمهوری اسلامی. الآن اگر چنانچه شما بخواهید، یا بعضی از شما بخواهند، که اسم جمهوری اصلاً نباشد، بحث را ببرند روی رژیم سلطنتی، شما حق دارید رسیدگی بکنید؟ شما حق رسیدگی ندارید. برای اینکه جمهوری اسلامی را شما حق رسیدگی دارید. همان طوری که برای طلاق دادن زن مردم، شما و ما، هر کس که وکیل شده است، برای طلاق دادن زن مردم وکالت ندارد؛ وکالتش محدود است. در مسائل غیراسلامی، اگر یک مسئله غیراسلامی در اینجا بیاید، طرحش مردود است.

طرح مسئلۀ غیر اسلامی برخلاف وکالت شماست. مثل یک مباحثه: شما یک مسئله علمی آنجا بحث بکنید، مانع ندارد بحث بکنید، اما برخلاف وکالت شماست؛ همان طور که طلاق دادن زن موکلین‌تان برخلاف وکالت شماست. طرح کردن یک مسئله غیراسلامی هر چه باشد، هر چه مترقی باشد؛ شما نمی‌توانید طرح بکنید. یک دستۀ دیگری درست کند. ملت خودش اختیار دارد یک دسته هم درست کنند که در مسائل غیراسلامی بحث بکند، در چهارچوب مسائل اسلامی. البته مسائل اداری و راجع به ادارۀ امور، راجع به اینها، اینها مسائل دیگر هست. اما مطالبی که مربوط به اسلام است اگر یکی بخواهد طرح بکند بر خلاف او، بر خلاف مسیر ملت است؛ و علاوه بر[آن]، خلاف حدود وکالتش است. حد وکالت بیشتر از این نیست. اگر رأی هم بدهد، رأیش اگر خدای نخواسته همۀ آقایان هم رأی بدهند به یک[مسئلۀ]غیراسلامی، برخلاف وکالتشان است. مردم وکیلشان نکرده‌اند برای[آن]. وقتی بر خلاف وکالت شد، مثل طلاق دادن زن آنها می‌ماند.

هراس نداشتن از شرق و غرب

ما از هیچ چیز باک نداریم. نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلاً غیر آزادی طلب یا دیکتاتور حساب بکند؛ نه باک از این داریم که غرب یک همچو چیزی بکند. البته منافعشان که در معرض خطر است، باید همه تهمتها را به ما بزنند و و ما همه تهمت‌ها را هم قبول می‌کنیم. نخیر! ما هرچه آنها می‌گویند بسیار خوب، اما ما مسیر خودمان را طی می‌کنیم. ما جمهوری اسلامی را به آن طوری که دستور از خدای تبارک و تعالی داریم و به آن طوری که مصالح مملکت ما، ملت ما اقتضا می‌کند، ما این مسیر را خواهیم رفت؛ و آقایان هم همین مسیر را خواهند رفت. و هر چه هر که بگوید هیچ مورد اعتماد و اعتنا نیست و باکی هم از این نیست که چه بگویند.

البته بخواهید که همۀ مردم برای شما خوب بگویند، باید بروید توی خانه‌هایتان بنشینید و هیچ کس شما را نبیند! برای حضرت امیر هم هزار چیزها گفتند، برای پیغمبر اکرم هم گفتند؛ حالا هم دارند می‌گویند. ما باکی از این نداریم. غربی برای پیغمبر ما بدتر از آن می‌گوید که برای شما و ما می‌گوید! برای همۀ خلفای اسلام، برای همۀ آنها، می‌گویند؛ برای اینکه الآن در معرض خطر است کارشان. وقتی در معرض خطر شدند، یعنی منافعشان در معرض خطر است، البته آنها باید برای ما چه بگویند. لکن ما مسیر خودمان را طی می‌کنیم تا آنجایی که بتوانیم مسیر خودمان را طی می‌کنیم و آقایان هم مسیر خودشان را طی می‌کنند بدون هیچ باکی از حرفهای این ور و آن ور. وجاهت ما نمی‌خواهیم برای خودمان درست کنیم. نه شما می‌خواهید یک وَجیهُ‌المِلّه‌ای بشوید با مردم؛ اگر کسی شما را می‌شناسد، وجیه هستید. نمی‌خواهید حالا درست بکنید. نمی‌خواهید در این مجلس وجاهت درست بکنید. شما این مجلس را می‌خواهید بروید و مطابق آن طوری که ملت شما را وکیل کرده است و مطابق آنکه اسلام شما را موظف کرده است به آن طور عمل بکنید و همین طور هم عمل خواهید کرد.

و من سفارش می‌کنم به آنهایی که خدای نخواسته یک آرایی دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش می‌‌کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند برای یک وقت دیگری و یک وقت‌های دیگری این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائی که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایی و یک حرف‌هایی زده بشود که برخلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین ملت می‌برند و خدای نخواسته بعدها برایشان خیلی نفع ندارد.

نمایندگان مجلس، وکیل مردمند نه ولیّ آنها

همان مسیری که ملت داشتند، همین چیزی که اگر می‌خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسی عمل بکنید، دمکراسی این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آرای ایشان معتبر است ولو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولیّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمی‌خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولیّ آنها نیستید. بر طبق آن طوری که خود ملت مسیرش هست.

شما هم خواهش می‌کنم از اشخاصی که ممکن است یک وقتی یک چیزی را طرح بکنند که این طرح برخلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبی لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحی را اینجا گفتن. شما آن مسائلی که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیری که ملت ما دارد، روی آن مسیر راه را بروید، ولو عقیده‌تان این است که این مسیری که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت می‌خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را می‌خواهد. ملت رأی داده؛ رأیی که داده متَّبع[۶]است.

در همۀ دنیا رأی اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتی، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند سالۀ ملت، آن هم این مصیبت‌هایی که ملت ما در راه این مقصد کشیده‌اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبی بگویید که برخلاف مسیر است. یعنی انصاف نیست، که نمی‌شود هم، پیش نمی‌رود. اگر چنانچه یک چیزی هم گفته بشود، پیش نمی‌رود؛ برای اینکه اولاً مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت برای هر چیزی. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، برخلاف مصلحت ملت است؛ برخلاف مصلحت خود آقایان است.

اسلام؛ مترقّی‌ترین مکتب

و من از خدای تبارک و تعالی خواهانم که آقایان ان‌شاءاللّه‌ با سلامت و موفقیت این راه را طی بکنند و یک قانونی که مطابق با اسلام و ترقی و همه چیزش تمام باشد، و ما اسلام را مترقیترین مکتبها می‌دانیم. و هرکس، هر مکتبی، هر چه می‌خواهد بگوید، بگوید. ما اسلام را مکتب مترقی می‌دانیم و شما فرض کنید که مکتب مترقی نیست، ما این را می‌خواهیم. ما این را می‌خواهیم. «مترقی» اسمش را می‌گذارید، بگذارید؛ «غیر مترقی» هم اسمش را می‌گذارید، بگذارید. ما را وحشی هم بدانید، بدانید! ما این را می‌خواهیم. ملت ما هم این را می‌خواهند. و من معذرت می‌خواهم از آقایان در این هوای گرم تشریف آوردند. مؤید باشید.

 





طبقه بندی: امام خامنه ای،  بصیرت،  سبک زندگی، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 22 خرداد 1395 توسط خادم الشهدا
تمامی حقوق مطالب برای هیئت رهروان شهدا کرج محفوظ می باشد